محمدتقى نورى

302

اشرف التواريخ ( فارسي )

بيرون . به محض ارادهء گراز از نيزار ، محمّد على بيك كه كمال محرميّت در خدمت اشرف داشت و به شرف منادمت سرافراز و عنفوان جوانى و ريعان شباب و وقت خودنمايى او بود بلا تأمل جلو گردانيده ، « 1 » احتياطا به قدرى كناره گرفت . چون در مقابل نظر مبارك بود ، « 2 » آن حضرت نيك مشاهده « 3 » فرموده ، از « 4 » حال هركسى از راه هوشيارى باخبر بودند . اين معنى موافق مزاج آن حضرت « 5 » نبوده ، در مقام نكوهش او برآمدند « 6 » و ليكن چون گراز از گوشه [ اى ] بيرون آمده ، به طرف صحرا افتاد و شهزادهء ظفرلوا « 7 » جلوريز از عقب گراز تاختند ، تنبيه او را به مقتضاى وقت به زمان « 8 » ديگر محوّل ساختند و به ضرب دست زورآزمايى در سر سوارى به يك تيركار گراز را بيژن‌آسا به مقطع رسانيده ، به سروقت تقى خان آقا پرداختند و او را ازين تهوّر تحسين و آفرين فرموده . چون اسب او از ضرب نيش گراز ضايع شده بود ، جنيبت خاصّهء خود را به او مرحمت و پايهء قدر و منزلت او را از ظهور اين مراحم عظمى به اوج كيوان رسانيده ، در دم پل شهر طوس پياده شده ، به صحبت مشغول و خوان كشيده به آيين ( 117 ب ) ايّام پيش چاشت تناول فرموده ، ملتزمين ركاب ظفر انتساب را از آن مائدهء پرفايده محظوظ فرمودند و رفته‌رفته سخن به تهوّر و تعقل شده ، محمّد على بيك را از كمال حزم و دورانديشى بىگاه مورد انتباه ساخته ، به مسوّد اوراق فرمودند « 9 » كه مانند آن را منظوم ساخته ، معروض دارد . امتثالا لامره الاعلى ، اين چند اشعار كه مشعر بر حقيقت حال است به رشتهء نظم كشيده معروض گرديد . « 10 » مثنوى لمؤلفه : « 11 » سرو سرافراز رياض جلال * غنچهء گلزار بهار كمال تازه گل گلبن شاهنشهى * صاحب ديهيم و كلاه مهى

--> ( 1 ) . مج : بلاتامل از ظهور اين امر عجيب جلو برگردانيده . ( 2 ) . مج : چون روبروى حضرت شاهزادگى بود . ( 3 ) . مج : تأمل . ( 4 ) . مج : به . ( 5 ) . مج : حضرت شاهزادگى . ( 6 ) . مج : درآمدند . ( 7 ) . مج : ظفربنياد . ( 8 ) . ملك : محول به زمان ديگر . ( 9 ) . مج : امر فرمودند . ( 10 ) . مج : . . . الاعلى بدين قطعه كه مطابق واقع است به نظم درآمد . ( 11 ) . مج : ندارد .